الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

442

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

انسانى نيست ، حيات انسانى شكوفا شدن گلهاى عقل و خرد و ملكات برجسته در روح انسان و تقوى و ايثار و فداكارى و تسلط بر نفس و فضيلت و اخلاق است ، و قرآن پرورش دهنده اين حيات در وجود انسانهاست . به هر حال انسانها در برابر دعوت قرآن به دو گروه تقسيم مىشوند : گروهى زنده و بيدارند كه دعوت آن را لبيك مىگويند ، و به انذارهايش توجه مىكنند ، گروهى ديگر كفار دل مرده اى هستند كه هرگز در برابر آن واكنش مثبتى نشان نمىدهند ، ولى اين انذار مايه اتمام حجت بر آنها و تحقق يافتن فرمان عذاب بر آنان است . نكته : « حيات » و « مرگ » دلها ! انسان داراى چند نوع حيات و مرگ است : نخست حيات و مرگ « نباتى » كه مظهر همان نمو و رشد و تغذيه و توليد مثل است و از اين نظر با تمام گياهان همگام مىباشد . ديگر حيات و مرگ « حيوانى » است كه نشانه بارز آن « احساس » و « حركت » است ، و در اين دو ويژگى نيز با تمام حيوانات همراه است . اما نوع سومى از حيات است كه مخصوص انسانهاست و آنها را از گياهان و حيوانات ديگر جدا مىكند ، و آن حيات « انسانى و روحانى » است ، اين همان چيزى است كه در روايات اسلامى از آن به عنوان « حيات القلوب » تعبير شده است كه منظور از « قلب » در اينجا همان « روح و عقل و عواطف » انسان است . در سخنان امير مؤمنان على ع در خطبه‌ها و كلمات قصار نهج البلاغه روى اين مساله بسيار تكيه شده است ، در خطبه اى درباره قرآن مىگويد : تفقهوا فيه فانه ربيع القلوب « در باره قرآن بينديشيد كه بهار حيات بخش